سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )
126
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )
و هر كس به وى كمك مىكند ، به او كمك كن و كسى كه كينه او را در دل مىگيرد او را به كين خود دچار كن » و « طحاوى » نيز در [ مشكل الآثار 2 / 307 ] حديث غدير را نقل كرده و مضمون اين دو جمله را بر آنچه « ابن اثير » آورده اضافه كرده است : « ياور او را يارى كن و خوار كنندهء او را ذليل كن » . [ همان كتاب 4 / قسم 1 / 182 ] « ابو العباس بن عقدة » در كتاب « الموالات » از « عبد الرحمن بن مدلج » و از طريق « موسى بن نضر بن ربيع حمّصى » از « ابو الغيلان سعد بن طالب » از « ابو اسحاق » از گروه بىشمارى روايت كرده است كه در « رحبه » ( ميدان ) حضرت على عليه السّلام مردم را سوگند داد و فرمود : چه كسى از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله شنيده است كه فرمود : « من كنت مولاه فعلىّ مولاه » . جمعى در پاسخ حضرت على عليه السّلام از جمله « عبد الرحمن بن مدلج » ، گواهى دادند كه ما اين جمله را از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله شنيدهايم . « ابن شاهين » از « ابن عقدة » همين حديث را نقل كرده و « ابو موسى » به استدراك آن اقدام نموده است . « ابن اثير جزرى » در [ اسد الغابة 3 / 321 ] به نقل حديث غدير پرداخته و آورده : گروهى از حاضران ، گواهى دادند كه حديث « من كنت مولاه فعلىّ مولاه » را از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله شنيدهاند و عدهاى كتمان كردند و از شهادت امتناع ورزيدند ، اين گروه از دنيا نرفتند ، مگر اينكه نابينا شدند و يا به گزندى دچار گرديدند از جمله آنها ، « يزيد بن وديعه » و « عبد الرحمن بن مدلج » بود . [ همان كتاب 7 / قسم 1 / 156 ] « ابو العباس بن عقدة » در كتاب « الموالاة » كه طرق حديث « من كنت مولاه فعلىّ مولاه » را گرد آورده است ، از « ابو قدامة انصارى » در آن كتاب ياد كرده است و از طريق « محمد بن كثير » از « فطر » از « ابو طفيل » روايت نموده است كه در حضور حضرت على عليه السّلام شرفياب بوديم ، على عليه السّلام خطاب به حاضران فرمود : سوگند مىدهم هر كسى كه روز غدير خم را درك كرده است ، از جاى برخيزد و گواهى خود را اعلام دارد . در اين هنگام هفده